واردکردن فرهنگ به اینترنت - مدیریت محتوا و ترکیب چندرسانه


واردکردن فرهنگ به اینترنت - مدیریت محتوا و ترکیب چندرسانه

Bringing Culture to the Internet - Combining Multimedia and Content Management

 


نام نویسنده:
ژان سامیر جی ار،مارک جی جاکلورسکی،رابرت مولنار Jean Sommier Jr،Mark J.Jaklorsky،Robert Molnar منبع:
http://www.insightbuilder.net/pdffiles/multimediaeducation.file.pdf
www.polardesign.com
www.insightbuilder.net
تاریخ انتشار: 2003متن مقاله:

سازمان‌های فرهنگی و آموزشی زمانی می‌توانند ارتباط کارآمدی داشته باشند که محتوی مطالبشان "آموزنده" و به لحاظ دارابودن اطلاعات "پربار" باشد.مخاطبان چنین سازمان‌هایی نوعاً دو نیاز مجزا دارند:کسب اطلاعات ویژه در پاسخ به یک سؤال و یادگیری کلی در حالتی که سؤال مطرح نشده است و یا سوالی وجود ندارد.سازمان‌ها به عنوان قدم اولیه می‌توانند از طریق به کارگیری چند رسانه ای آموزش را بهبود بخشند و از طریق مدیریت محتوا، زمان و ارتباط اطلاعات به یکدیگر را بهبود بخشند.اما سازمان‌ها می‌توانند با محتوای بهتر، یعنی همزمان پراطلاع و آموزنده بوده و تأثیر بیشتری بر ارتباطات داشته باشند؛ و این مهم از طریق چندرسانه‌ای کردن انتقال اطلاعات و نیز داشتن مدیریت محتوا جهت حفظ این چند رسانگی امکان پذیر خواهد بود.

ماهیت دوگانه محتوا

منبعی آن‌لاین به منظور متمایز نمودن خود از سایر منابع اینترنتی، تشویق کاربران به پاسخگویی و درنتیجه تقویت پیام و محتوایش، باید هم پرمحتوا و هم آموزنده باشد.محتوای اطلاعاتی سایت به سؤالات بازدیدکنندگان درخصوص مسائل و موضوعات خاص پاسخ می‌دهد.در عین حال، محتوای آموزشی،اطلاعات مربوط به یک یا چند موضوع را منتقل می‌کند و به منظور رفع نیاز مخاطبان خاص (مثلاً دانشجویان) طراحی شده است.محتوای اطلاعاتی معمولاً از طریق متن فشرده و نمودار عرضه می‌شود، حال آنکه محتوای آموزشی برای تحقق اهدافش از طریق تعامل، تعدیل و احتمالاً امکانات چندرسانه‌ای به عرضه اطلاعات می‌پردازد.

در واقع، نقطه تمایز این دو نحوه انتقال اطلاعات است.محتوای اطلاعاتی در واقع پاسخ به سؤال کاربر است، حال آنکه هدف محتوای آموزشی، مخاطبان موردنظر (خاص)اند.

1ـ‌ فراهم کردن اطلاعات منظم 1ـ درخواست اطلاعات

2ـ تعامل با اطلاعات 2ـ دادن اطلاعات کاربر

ادامه نوشته

متقاعدسازی و افکار عمومی در رسانه های غرب


متقاعدسازی و افکار عمومی در رسانه های غرب

 

 

نویسنده: حسین محمدی نجم

منبع: فصلنامه عملیات روانی، شماره 10



چکیده

از آنجایی که آنچه درباره خود می‌شنویم غالباً بر آنچه در مورد خودمان انجام می‌دهیم تأثیرگذار است، رسانه‌های جهانی امروز نقش و جایگاه بی‌سابقه‌ای در کنترل و هدایت افکار عمومی یافته‌اند. پیشینه به نسبت طولانی تکنیکهای روزنامه‌نگاری برای ترغیب مخاطبان به اتخاذ مواضع و دیدگاههای مورد نظر و نیز کمک روزافزون فناوریهای نوین ارتباطاتی برای اجرای طرحهای پیچیده تبلیغات روانی، تردیدی باقی نمی‌گذارد. آنچه عموماً در رسانه‌های غربی می‌بینیم مناظری مجازی‌اند که گاه با دنیای واقعیت به کلی متفاوت‌اند. بنابراین، آشنایی هر چند ابتدایی با تکنیکهای مورد بحث، ضرورتی است که برای هیچ یک از ما (مخاطبان خودآگاه یا ناخودآگاه این رسانه) گریزی از آن نیست.

 

مقدمه

در کشوری مانند امریکا، رسانه‌های خبری ـ تحت نفوذ و مالکیت شرکتهای غول‌پیکر اقتصادی ـ در انتقال و تفسیر اخبار، عمدتاً منعکس‌کننده ایدئولوژی طبقه حاکم جامعه‌اند. در عین حال، رسانه‌ها گاه این تصور را برمی‌انگیزانند که آزاد و مستقل بوده، قادر به ارائه گزارشهای متعادل و تفسیرهای منطقی‌اند. اما این تضاد و دوگانگی چگونه توجیه‌پذیر است؟ صاحب‌نظران صنعت رسانه ادعا می‌کنند که به سبب اشتباهات عادی و مشکلات تهیه هر روز خبر (مانند زمان، ضرب‌العجل‏، محدودیتهای بودجه و معضل تبدیل کردن یک ماجرای پیچیده به یک گزارش فشرده) خطاهای گاه و بی‌گاه در ارائه گزارشهای خبری اجتناب‌ناپذیر است. علاوه بر این، هیچ نوع سیستم ارتباطاتی‌ وجود ندارد که بتواند هر آنچه را که می‌خواهد، گزارش کند؛ بنابراین عملکرد گزینشی ضرورت می‌یابد.

بی‌تردید این فشارها و مشکلات وجود داشته و اشتباهات غیرعمدی اتفاق می‌افتد، اما آیا به واقع می‌توان عملکرد تمامی رسانه‌ها را تحت تأثیر آنها دانست؟ امروز بر کسی پوشیده نیست که رسانه‌ها گزینشی عمل می‌کنند، اما چه اصولی در این عملکرد گزینشی دخالت دارند؟ روش امروز رسانه‌های بازارمحور، بی‌دلیل به سمت و سویی خاص متمایل نمی‌شود، بلکه غالباً مسیر ثابتی را می‌پیماید که مدیریت را بر نیروی کار، طبقه قدرتمند را بر اقشار کم‌درآمد، مقامات رسمی را بر جمعیت ناراضی، خصوصی‌سازی و اصلاحات بازار آزاد را بر توسعه بخش عمومی و سلطه امریکا را بر انقلابهای مردمی و تغییرات اجتماعی جهان سوم، رجحان و برتری می‌بخشد. به منظور آشنایی خوانندگان با پاره‌ای از این تکنیکها به اختصار به آنها می‌پردازیم.

 

حذف و انکار

برخی منتقدان معتقدند که مطبوعات ذاتاً پر هیاهو، جنجالی و احساس برانگیزند، اما حقیقت این است که در بسیاری موارد آنها را بی‌صدا، خنثی و محافظه‌کار می‌یابیم. شاید بدین سبب که کناره‌گیری زیرکانه از برخی وقایع، ایمن‌تر از جنجالی عمل کردن است (میشل پرنتی( ) ص 2ـ3). چه بسیار ماجراهای هیجان‌انگیزی که ـ برخلاف حوادث معمولی اما جنجالی شده ـ کمتر به آنها توجه می‌شود و چه بسیار رخدادهایی که نه تنها جزئیات اصلی بلکه کل ماجرا نادیده گرفته می‌شود، حتی آنهایی که اهمیت‌شان انکارناپذیر است. برای مثال بعید است، گزارشهایی که عملکرد نظام امنیت ملی امریکا را مورد سؤال قرار دهند، اجازه انتشار یابند. بنابراین عجیب نیست که از اقدامات به اصطلاح سرکوب‌گرانه کشورهای سرکش فراوان بشنویم، اما موارد متعدد قتل و شکنجه مردم جهان سوم به دست نیروهای تحت حمایت امریکا و دیگر جنایات نظام امنیت ملی این کشور کمتر در رسانه‌های عمومی منعکس شوند.

برای این ادعا که گاه رسانه‌ها رخدادهای مهم و خطیر را کم‌اهمیت می‌شمارند، شواهد و قرائن بسیاری وجود دارد که مسئله اندونزی تنها یکی از آنهاست: در سال 1965 ارتش اندونزی با پشتیبانی مشورتی، تسلیحاتی، آموزشی و مالی سازمان سیا و ارتش امریکا، سوکارنو رئیس جمهور وقت این کشور را سرنگون کرده، حزب کمونیست اندونزی و متحدانش را به کلی از صحنه سیاست محو کرد و با کشتار نیم میلیون نفر (هر چند برخی برآوردها حاکی از یک میلیون نفر است) مرتکب هولناک‌ترین قتل‌عام سیاسی از زمان نازیها گردید. نظامیان اندونزی صدها بیمارستان، کتابخانه، مدرسه و ساختمان عمومی را ویران کردند. اما گزارش این حادثه وحشتناک و رقت‌آور که بی‌تردید می‌توانست افکار عمومی و سازمانهای بین‌المللی را بی‌درنگ متوجه و متأثر سازد، پس از گذشت سه ماه در مجله تایم و یک ماه پس از آن در نیویورک تایمز (پنجم آوریل 1965) منعکس شد. جالب اینکه در سرمقاله نیویورک‌تایمز، «ارتش اندونزی به سبب عملکرد مدبرانه و هوشیارانه‌اش»، ستایش شده بود (پرنتی ص6). البته ماجرا تنها به این مورد ختم نمی‌شود. طی نیم قرن گذشته، سازمان سیا سرگرم تجارت مواد مخدر در ایتالیا، فرانسه، جزیره کورس، شبه جزیره هندوچین، افغانستان و امریکای جنوبی و مرکزی بوده است. بسیاری از این فعالیتها از جانب برخی کمیته‌ها و نمایندگان مستقل کنگره بررسی شدند که البته اسناد آنها در دبیرخانه کنگره موجود است، اما گویی رسانه‌های امریکا هرگز چیزی در این باره نشنیده‌اند. بی‌تردید ذکر همه رخدادهایی که به زعم عمق اهمیت‌شان مورد بی‌اعتنایی رسانه‌های غربی قرار گرفته‌اند، در این مبحث نمی‌گنجد.

 

ادامه نوشته

آیا دنیای آنلاین بر روزنامه های چاپی غلبه می کند؟


آیا دنیای آنلاین بر روزنامه های چاپی غلبه می کند؟

جام جم آنلاین 

می گویند پایان روزنامه ها فرا رسیده است؛ یعنی دیگر کسی روزنامه نمی خواند.
    نتایج نظر سنجی ها در کشور های پیشرفته ای که اینترنت در آنها فراگیر شده نشان می دهد مردم بیشتر دوست دارند اخبار را در سایت های خبری آنلاین دنبال کنند تا روزنامه های چاپی و اینکه، دنیای آینده ، دنیای روزنامه های آنلاین است.
    اما آیا براستی دومین رسانه بزرگ دنیا پس از تلویزیون ، در حال نابودی است؟ یعنی خریدن روزنامه از کیوسک به یک خاطره در گنجینه افکار پیرمردها تبدیل می شود؟ راستی اگر روزنامه ها به محاق بروند چه می شود؟ و اگر این شایعه راست باشد تا چند سال دیگر تحقق می یابد؟ آیا کسی هست که بگوید ما با یک شایعه طرفیم یا واقعیت؟ آیا روزنامه های انلاین همه نیاز های ما را جواب خواهند داد و آیا هیچ نیازی باقی نمانده است تا روزنامه های چاپی به آن پاسخ دهند.
    تحلیلگران و مدیران رسانه ای انگلیس می گویند هنوز روزنامه نگاری با کیفیت را باید در روزنامه های چاپی جستجو کرد و حتی معتقدند عمده آنچه در اینترنت به نام اخبار ارائه می شود روزنامه نگاری با کیفیت نیست ؛ بلکه روزنامه نگاری انگلی است که استقلال و هویت روزنامه نگاری موجود در روزنامه های پر محتوا مثل گاردین ، ایندیپندنت و دیلی میل را ندارد.
    با این همه نمی توان این حقیقت را نیز نادیده گرفت که عصر پادکست‌ها، بلاگرهای منطقه جنگی و سایر منابع اطلاعاتی بی‌شمار آنلاین، روزنامه‌ها را حقیقتا با بزرگترین چالشی که تاکنون داشته‌اند مواجه کرده است و اگر روزنامه ها فکر درستی برای بقای خود نکنند با اینده ای نامعلوم دست به گریبان خواهند بود.
    اما چگونه باید با این چالش کنار آمد؟ آیا اینده محتوم زوال ، در انتظار روزنامه های چاپی است و یا اینکه آنها می‌توانند مجددا خود را بازیابند و مورد پسند نسلی قرار گیرند که با تماشای تلویزیون و نشستن پای اینترنت بار آمده است؟
    ایان بورل (Ian Burrell) دبیر بخش رسانه روزنامه آنلاین ایندیپندنت انگلستان در پی یافتن پاسخی برای این سوال ها، با چند تن از بزرگان و صاحبنظران رسانه‌ای این کشور به گفتگو نشسته است. آنچه می‌خوانید شنیده‌های ایان بورل از نام‌آوران و مدیران رسانه‌ای انگلستان درباره آینده روزنامه ها است که در چند قسمت از نظرتان می گذرد.
    
    

************************

    
  

ادامه نوشته